تبليغاتX
حرف های زیادی
وبلاگی برای ناگفته هایم

حالا که این مطلب را می نویسم ،۱۱:۲۰ سه شنبه ۲۱ خردادماه سال نوآوری و شکوفایی است. خدا می داند که چقدر حرف ناگفته در سینه ام جا خوش کرده است و چقدر گلایه دارم از این روزگار ، اما نمی توانم و عاجزم از اینکه درباره آنها بنویسم .

 راستش را بخواهید این وبلاگ را ساختم تا جایی باشد برای حرف های ناگفته ام که اعتقاد دارم خیلی از آنها برای امروز ، حرف زیادی است. اما چند روزی است که حرف برای گفتن دارم اما نمی خواهم دربازه آنها با کسی سخنی بگویم یا چیزی از آن را بنویسم . با این شرایط فکر می کنم این وبلاگ دیگر کارایی ندارد.

شاید روزی خاطرات روزهایی را که بعد از ماجراهای اول تیرماه ۸۴ درمیدان ولی عصر(عج) بر من و خانواده ام گذشت و احوالاتی را که پس از انتخابات سوم تیر و آغاز ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد تاکنون داشته ام ،در کتابی منتشر کنم البته اگر بودم و فرصتی بود .

این وبلاگ که مدتی همدم حرف های زیادی ام بود تا ۲۴ ساعت دیگر ، یعنی۱۱:۲۰ چهارشنبه ۲۲ خرداد ماه سال نوآوری و شکوفایی ،به جمع اموات می پیوندد و در گورستان دنیای مجازی دفن خواهد شد .

از همه آنهایی که از روز تولد "حرف های زیادی " همراه بودند ، سپاسگزارم و از همه آنهایی که در این مت درباره آنها حرف زیادی زدم ، حلالیت می طلبم.      " یا علی"

نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 11:42 | لینک  | 

(اعظم الله اجورنا و اجورکم) 

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت

ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا (س) این است

ای کاش درسوخته مسمار نداشت

خدایا به حق صبرعظیم اول مظلوم عالم، درظهورمنتقم خون زهرای اطهر(س)،مهدی آل محمد(ص) تعجیل بفرما. آمین

 

نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 14:8 | لینک  | 

سلام ، سلام بر همه  آنهایی که در زندگی هرچه باشند ،منافق نیستند و سلام بر همه آنهایی که آزادی و عزت شان را به کوچک های این دنیا نمی فروشند و سلام بر همه آنهایی که حق را می گویند حتی اگر ... .

ازاین سلام های شعارگونه ، که متن بالا را بیشتر شبیه بیانیه های سازمان تبلیغات و ستاد نمازجمعه کرد ،بگذریم ،چند کلمه حرف حساب دارم که این روزها از آن جهت که فراغتی حاصل شده ،فرصتی شد تا آنها را بنویسم.

 

خداحافظی با سرویس سیاسی برنا

 

اول – رفتن و خداحافظی را سخت ترین کار دنیا می دانم و خدا می داند که از این کار بیزارم، اما نمی دانم چرا روزگار محترم در این سالها قرعه کار ما را با رفتن و نماندن گره زده است.

 

این بار هم خیلی زود بنا به دلایلی که شاید در فرصتی دیگر درباره آنها بنویسم ، مجبور شدم از دوستان خوبم در سرویس سیاسی برنا و ازهمکاران جوانم در خبرگزاری برنا ، خداحافظی کنم . دوران حضورم در برنا هرچند خیلی طولانی نبود اما بسیار سخت ، دلنشین ، شیرین و تلخ برایم گذشت .

 

دلنشین و شیرین از آن جهت که با دوستان تازه ای آشنا شدم و در کنار آنها روزهای کاری و غیر کاری به یاد ماندنی را در برنا گذراندم و سخت و تلخ از این بابت که احساس می کنم در مدت حضورم در برنا نتوانستم  با وجود تلاش بسیار، تغییری در رفتارهای نادرست رسانه ای  و غیر رسانه ای  که در این خبرگزاری شکل گرفته ، ایجاد کنم. (البته این رفتارهای غلط و نادرست صرفا از نگاه این حقیر اینگونه نبود و بودند دوستان دیگری که آنها هم مهر تایید بر این اعتقادات من ، می نهادند.)

 

به هر حال عمر حضورم در سرویس سیاسی برنا هم پایان گرفت و من ماندم با خاطراتی تلخ و شیرین و یک دنیا شرمندگی از بابت چشم ها و گونه های خیسی که وقت رفتن به درخواستهای آنها برای ماندن ، نه گفتم . امیدوارم دوستانم در سرویس سیاسی برنا هر جا هستند سربلند ، پیروز و موفق باشند چه در کار و چه در زندگی شخصی و امیدوارم که همکارانم در برنا قصور و تقصیرهایم را به بزرگی شان بر من ببخشند.

 

ایرنا به انقلاب نیاز دارد 

 

دوم – اصولا چون خودم آدم محافظه کاری نیستم و سعی کرده ام همیشه با آرمان ها و اعتقاداتم زندگی کنم ، از کسانی که به این اوصاف شهره اند ، خوشم  می آید. پایبندی به این صفات، در فرد روحیه شجاعت و ریسک پذیری را تقویت می کند و باعث می شود در کارهایش زودتر به موفقیت برسد و این حالات اغلب در نیروهای جوان به وفور یافت می شود .

 

شاید با همین استدلال بود که وقتی خبر انتصاب اشتهاردی را در موسسه ایران شنیدم ، خوشحال شدم چرا که نگاهم این بود که موسسه ایران به تحول و شاید هم به انقلابی نیاز دارد و این کار از عهده نیروی جوانی مثل اشتهاردی بر می آید . هرچند کاوه اشتهاردی بنا به دلایلی نتوانست تحول ایران را تام و تمام به سرانجام برساند ، اما تغییراتی در همین اندازه کنونی هم از عهده مدیران قبل از ایشان بر نیامد .

 

در دورانی که در برنا بودم فرصتی فراهم شد تا از نزدیک قدری بیشتر با مجموعه خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) آشنا شوم. مجموعه ای که از نگاه من با مشکلات عدیده ای روبروست که شاید کوچک ترین آنها ساختار فرسوده اداری باشد . ایرنا در دوران دولت نهم نخست به احمد خادم المله از خبرنگاران قدیمی ایرنا سپرده شد اما به خاطر اختلاف نظری که بین مسئولان اطلاع رسانی دولت پیش آمد ، خادم المله جای خود را به فیاضی سپرد.

 

هر دوی این بزرگواران از نیروهای متعهد و توانا بودند که در مسئولیت های قبلی شان به نظام و انقلاب خدمت کرده بودند و کسی منکر نیست  که تجارب فراوانی  در رسانه داشتند به خصوص جناب خادم المله . هرچند که تجربه عامل موثری در مدیریت است اما همین تجربه که پیامد آن سن بالاست می تواند عامل ایجاد سم مهلکی به نام عدم ریسک پذیری و شجاعت باشد و نبود این دو فاکتور مهم می تواند سدی باشد بر ایجاد هرگونه تحول و نوآوری.

 

انتخاب بهداد به عنوان مدیرعامل جدید خبرگزاری جمهوری اسلامی ، که از یک سو صاحب تجربه است و از سوی دیگر از نیرو و نشاط جوانی بهره مند، در سال نوآوری و شکوفایی می تواند نویدبخش ایجاد فصلی تازه در حیات ایرنا باشد.

 

البته مسلم است که بهداد یک تنه نمی تواند به مقابله با نیروهایی رود که حاضرند هرچه در توان دارند انجام دهند تا ثابت کنند ایرنا جایی برای تحول و شکوفایی ندارد . امیدوارم مسئولان اطلاع رسانی در دولت و شخص رئیس جمهور ، این نیروی جوان بسیجی را در این راه یاری کنند، ان شاء الله .

امیدورام برادر آزاده ام جناب بهداد هم با تمام توان وارد این میدان شود و به شعار دکتر احمدی نژاد ،"می شود و می توانیم" جامه عمل بپوشد.

 

در انتظار شیرینی یک ازدواج

 

سوم – خبر ازدواج برادرم مهدی احمدی نژاد را در سایت های خبری دیدم و بسیار خرسند شدم که این رفیق قدیمی هم سرانجام به سرو سامان رسید . عکس های مراسم ازدواج را هم در یکی از سایت های خبری که منتسب به برادر بسیجی علی آقای زاکانی است، دیدم . هرچند در نگاه اول با عملکرد رسانه ای این سایت در انتشار عکس هایی از مراسم ازدواج آقا مهدی مخالفم و آن را ورود به حیطه شخصی زندگی افراد می دانم ،اما از چند زاویه با رسانه ای شدن این ازدواج موافقم .

 

اول اینکه این مراسم نشان داد احمدی نژاد و دولتمردانش در عرصه عمل به هر آنچه می گویند، پایبندند . دوم اینکه دکتر ، هنوز هم همان احمدی  نژاد 3 تیر است با همان آرمان ها و اعتقادات و عکس های این مراسم تفاوت عدالت و ساده زیستی  دکتر و خیلی ها را نشان داد . همه آنهایی که عکس های مراسم ازدواج مهدی دکتر و الیاس سردار را دیده اند ، می توانند قضاوت کنند که ... .

 

سوم اینکه بعد از این ازدواج که به ساده ترین شکل ممکن انجام شد و همین سادگی باعث رنجش خیلی  ها تا آنجا که برخی اهل ظاهر لب به اعتراض گشودند و این مراسم را درحد رئیس جمهور و معاونش ندانستند، حالا مردم عادی می توانند مراسم ازدواج فرزندانشان را با مراسم ازدواج پسر رئیس جمهورشان مقایسه کنند . روشن است اولین نتیجه این مقایسه ایجاد روحیه امید و ترویج ازدواج های آسان و کم هزینه خواهد بود .

 

بنده پس از شنیدن خبر ازدواج آقا مهدی به هر نحو ممکن پیام تبریک خودم را به ایشان و خانواده محترم شان رساندم اما از آنجا که خیلی وقت است سیاست با زندگی روزمره ما ایرانی ها گره خورده و این ازدواج هم از آنجا که پدران دو طرف از مقامات سیاسی کشور هستند ، به نظر کمی تا قسمتی رنگ و بوی سیاسی داشت ،سئوالی در ذهن این حقیر ایجاد کرد و مرا برآن داشت که در وبلاگ یکی از دوستان و در بخش نظرات ، دکتر احمدی نژاد را درباره این ازدواج مورد سئوال قرار دهم.

 

پس از رسانه ای کردن این سئوال که به نظرم کار بسیار غلطی بود از آن جهت که حقیر هم همانند آن سایت خبری ، وارد حیطه شخصی زندگی برادرم آقا مهدی شدم و پس از این اظهار نظر سیاسی درباره این ازدواج از دوستان شنیدم که مهدی احمدی نژاد از بنده دلگیر و گلایه مند شده اند ، هرچند پیش از این و ازهر راهی که به ذهنم رسید، مراتب عذرخواهی خود را به اطلاع ایشان و خانواده محترم شان رسانده ام ، اما از این فرصت استفاده می کنم و ضمن اعلام برائت از عملی که انجام دادم از برادرم آقا مهدی می خواهم ضمن قبول عذرخواهی در اقدامی عاجل شیرینی این وصلت را از هر راهی که صلاح می دانند به بنده و جمعی دیگر از رفقا برسانند. (برادر خوب شما که شیرینی و شام عروسی ما را نوش جان کردی پس الوعده وفا ! لازم به ذکر است صبر ما هم برای خوردن شیرینی ازدواج تان حد و اندازه ای دارد ها!)

 

 کابینه ۷۰ میلیونی مشاوران جوان!

 

چهارم – پس از آنکه دکتر احمدی نژاد شهردار تهران شد ، از بعضی دوستان شنیدم قرار است مجموعه ای با عنوان گروه مشاوران جوان در شهرداری شکل بگیرد. از شنیدن این خبر بسیار خرسند شدم چرا که نوید فراهم کردن زمینه فعالیت جوانان در عرصه های مدیریتی و اجرایی کشور را می داد و بر خوشحالیم افزوده شد وقتی متوجه شدم جمعی از نخبگان جوان قرار است در این نهاد تازه تاسیس فعالیت کنند.

 

پس از حضور دکتر در پاستور ،گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری هم در دولت تشکیل شد تا زمینه حضور موثر جوانان در نهادها ،سازمان ها و ادارات دولتی را فراهم کند.این نهاد وظیفه داشت تا با تزریق نیروهای جوان نخبه به بدنه دولت ،بن بست ورود تفکر ، شجاعت و نشاط  به این مجموعه ها را بشکند.

 

در این مجال اصلا نمی خواهم به توفیقات و ناکامی های این گروه بپردازم و در این زمینه هم شخص رئیس جمهور را به عنوان مبتکر تشکیل این گروه، بهترین قاضی درباره عملکرد این گروه می دانم . اما آنچه باعث شد بازهم به گروه مشاوران جوان بپردازم ، راه اندازی سایتی با عنوان کابینه 70 میلیونی از سوی این گروه است.

 

کابینه 70 میلیونی از شعارهای انتخاباتی احمدی نژاد بود که پس از ریاست جمهوری دکتر، برنامه های گوناگونی برای تحقق این شعار از سوی دولت به کار بسته شد که از جمله مهمترین آنها سفرهای استانی رئیس جمهور و کابینه است . به نظر می رسد سایت کابینه 70 میلیونی هرچند قدری دیر و در سال پایانی دولت راه اندازی شده ، اما می تواند گامی دیگر در تحقق این شعار باشد. اما اینکه این سایت از سوی گروه مشاوران جوان راه اندازی می شود و درست قبل از راه اندازی این سایت ، سایت اطلاع رسانی مشاوران جوان از سوی افرادی ناشناس هک می شود، سئوالاتی را در ذهن ایجاد می کند.

 

اول اینکه آیا گروه مشاوران جوان همه وظایف محوله خود را به سرانجام رسانده است که حالا وارد حوزه ای می شود که در نگاه اول هیچ ارتباط و وظیفه ای  در قبال آن ندارد؟ دوم اینکه طراحی این سایت تا چه اندازه می تواند به جوانان این مرز و بوم برای حضور در مسئولیت های مدیریتی و اجرایی کمک کند تا آنها تضمینی باشند برای آینده نظام و موقعیتی داشته باشند برای کسب تجربه؟ و آخر اینکه حالا که این گروه حضور در عرصه تازه ای را در دولت نهم کلید زده است ، بد نیست گزارشی از عملکرد خود به جوانان ایران اسلامی ارائه دهد تا ما هم بدانیم نهادی که قرار بوده رابط جوانان و دولت باشد در این مدت چه کرده است ؟ شخصا به عنوان یک خبرنگار بسیار مشتاق شنیدن گزارش عملکرد دوستان گروه مشاوران جوان رئیس جمهور هستم.

 

 وقتی مسئولی مانند مردم است

 

پنجم – امسال به خاطر مشغله کاری و مشکلات شخصی نتوانستم از نمایشگاه کتاب بازدید کنم و خیلی هم از اخبار مربوط به آن اطلاع ندارم . دیروز که با یکی از ناشران دانشگاهی که بر حسب اتفاق نسبت خویشاوندی هم با ما دارد درباره نمایشگاه کتاب گپ می زدیم که بحث به بازدید مسئولان از نمایشگاه کشید.

 

این برادر ناشر گلایه داشت از مسئولانی که فقط به غرفه های مشخصی در نمایشگاه سر زده اند و از اتفاق جالبی برایم گفت.

 

این خویشاوند عزیز ما که هیچ تعلق خاطری به دولت نهم ندارد و هر وقت فرصتی فراهم شود دولت را از الطافش بی نصیب نمی گذارد ، با آنچنان شور و حرارتی از حضور یکی از مسئولان دولت در نمایشگاه آن هم بی هیچ تشریفاتی سخن می گفت که کم مانده بود من از تعجب دچار شاخ زدگی شوم!

 

ماجرا برمی گشت به حضور دکتر الهام در نمایشگاه آن هم بی هیچ تشریفاتی و حتی بی محافظ. بله جناب  سخنگو در کنار مرد میانسالی، از همه نمایشگاه ، به خصوص بخش ناشران دانشگاهی بازدید می کند و جالب تر آنکه در یکی از این غرفه ها هنگام خرید کتاب ، با فروشنده بر سر قیمت کتاب چانه هم می زند.

 

وقتی این اتفاق را از زبان این ناشر شنیدم و تاثیری را که این حضور بر وی گذاشته بود ، مشاهده کردم ،فقط یک نکته در ذهنم نقش بست . هرقدر مخالفان و معاندان  دولت با استفاده از هر ابزاری سعی در ناکامی دولت و سیاه نمایی تلاش های دولتی ها داشته باشد، رفتارهایی اینگونه مهر باطل و آب سردی بر همه تلاش های آنها خواهد بود.    

 

برادر بسیجی ، دکتر الهام ، از رفتار و سلوک مردمی تان در همه زمینه ها و به خصوص در این مورد خاص سپاسگزارم، امید آنکه زندگی این چنینی الگوی همه آیندگان باشد.

 

 رئیس مجلس هشتم کیست؟

 

ششم – این روزها بحث ریاست مجلس هشتم به موضوع اول اهل سیاست تبدیل شده است ، تحلیلی در این باره آماده انتشار دارم. خرسند می شوم اگر با نظرات خود به قوت و استحکام تحلیل هایم کمک کنید . پس منتظر نظرات شما درباره ریاست مجلس هشتم هستم.     یاعلی

نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 1:7 | لینک  | 

چندی پیش دکتر الهام پس از اتفاقاتی که در ماجرای تغییرات کابینه پیش آمد و بعد از آن که برادر بزرگوار جناب کامران نجف زاده در گزارشی سخنگوی دولت را نواخت، در اقدامی شجاعانه و از روی حکمت در نامه ای به رییس جمهور از تمام مشاغل دولتی استعفا کرد.

 نامه ای که سراسر گلایه و درد دلهایی بود که حکایت از سختی ها و بی مهری هایی داشت که بر دکتر الهام در مدت تصدی مسئولیت هایش در دولت نهم رفته بود. اما احمدی نژاد درست هنگامی که خیلی ها خودشان را برای خداحافظی الهام از دولت نهم آماده می کردند در نامه ای یار دیرینه اش را به توکل و تحمل فراخواند.نامه ای که در نگاهی عمیق تر می تواند خواسته و نصیحتی باشد برای همه آنهایی که ادعای حمایت از دولت و همراهی آن را دارند ،خواه در این دولت مقام و پستی داشته باشند، خواه ...

متن نامه دکتر احمدی  نژاد به همه دولتمردان دولت نهم به این شرح است:

 

رييس جمهور در پاسخ به نامه دكتر الهام:
رمز حضور در دولت توكل و تحمل است

رييس جمهور در پاسخ به نامه الهام مبني بر اعلام آمادگي براي كناره گيري از مسئوليت هاي دولتي، وي را به صبر، تحمل و توكل فرا خواند و تصريح كرد: اينجانب به اخلاص و فداكاري و اهتمام شما در راه خدمت بي منت به ملت بزرگ ايران واقفم و شما را برادري دلسوز و پر تلاش مي دانم كه در راه خدمتگزاري شب از روز و سر از پا نمي شناسيد .


      بسمه تعالي

برادر خوبم جناب آقاي دكتر الهام
وزير محترم دادگستري
 
نامه شفاف و گوياي شما را دريافت كردم ،‌ يك بار ديگر شما را به عهدي كه بسته‌ايم توجه مي دهم. قرار بود در راه خدمت به مردم واصلاح اساسي امور و پيگيري اهداف بلند، ‌مقاوم و صبور باشيم . بديهي است هر چه جلوتر مي رويم فشار‌هاو بي انصافي‌هاي برخي بيشتر مي شود و شما بايد تحمل كنيد. يادتان بيايد بر بزرگان ما در همين دوران انقلاب از سوي خودخواهان و مخالفين عدالت و پاكي چه آورده اند .
 
ياد مرحوم شهيد بهشتي و ياد شهيدان رجايي و باهنر و ديگران آرامش بخش است . بالاتر ، ما بايد همواره غصه اهل بيت (عليهم السلام ) را بخوريم و غريبي امام عصر(عجل الله) را در خاطر داشته باشيم .
 
چه بسيار مدعيان ارزش ها و حتي دين داري كه در وقت آزمايش ، دنيا طلبان حرفه اي و خودخواهان غرق شده در دنياي آرزوهاي كوچك مادي، از كار در مي آيند .
 
يادتان باشد امسال سال سخت تري است، از يك سو بايد تلاش ها ثمر دهد، ‌شكوفا شود و در خدمت مردم و كشور قرار گيرد و از سوي ديگر هجوم خود خواهي‌ها و قدرت طلبي ها و مانع ساختن‌ها در راه است ، رمز موفقيت در راه كمال و حضور در دولت عشق و مهرورزي ، توكل و تحمل است .
 
اينجانب به اخلاص و فداكاري و اهتمام شما در راه خدمت به بي منت به ملت بزرگ ايران واقفم و شما را برادري دلسوز و پرتلاش مي دانم كه در راه خدمتگزاري شب از روز و سر از پا نمي شناسيد.
 
ملت بزرگ نيز نشان داده‌اند كه قدردان و قدر شناس‌اند و صد البته اگر جمعي را كمر بسته خدمت صادقانه بيابند، از اشتباهات اندك آنان در مي گذرند و از آنان حمايت حواهند كرد. پس اي برادر توكل كن و تحمل.
محمود احمدي نژاد
نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 16:42 | لینک  | 

 

صندلی وزارت کشور

 از دروغ 13 تا ماندن پورمحمدی

 

 

جای خالی سخنگو این روزها بیشتر احساس می شود. با پایان یافتن دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی هر روز شایعه های بیشتری از تغییر وزیر کشور و ترمیم کابینه به گوش می رسد. این روزها هر رسانه ای که سریعتر خبر تأیید یا تکذیب واقعی جابجایی وزیر کشور را منتشر کند، وجهه ای دوچندان می یابد. در هفته های اخیر هر رسانه ای به زعم خود اثری بر افکار عمومی در رفتن یا ماندن پورمحمدی گذاشت اما مسئله قابل توجه آنجاست که هیچ رسانه ای نمی تواند به خودی خود و فارغ از منابع خبری، موضوعی را به عنوان خبر به مخاطب برساند.

درست از صبح روز 14 فروردین امسال که خبرنگاری از سخنگوی دولت در مورد روند جابجایی های آینده کابینه پرسید، حدس و گمان درباره گزینه تغییر بالا گرفت. شاید اگر آن روز غلامحسین الهام این مسئله را «دروغ سیزده» نمی نامید، و با جوابی دوگانه رسانه ها را در هاله ای از ابهام قرار می داد، همه چیز اینقدر سرعت نمی گرفت که مجبور شود روز 21 فروردین با انتشار مصاحبه ای از تغيير وزراي اقتصاد و كشور سخن گوید.

او در این گفتگو تأکید کرد:« تا روز يكشنبه گذشته از تغييرات در كابينه اطلاعي نداشتم.» که البته این اعتراف از تنها سخنگوی دولت کمی دور از ذهن است. چرا که دست کم اعضای دولت باید از این رویه از پیش اعلام شده آقای رییس جمهور خبر داشته باشند که «ترمیم کابینه در دولت نهم یک سیاست از قبل اعلام شده بر اساس " اصالت هدف" است.» چراکه وزير کشور، هشتمين وزير دولت محمود احمدی نژاد بود که زمزمه رفتنش شنیده شد. پيش از او نیز وزيران رفاه و تامين اجتماعی، صنايع و معادن، نفت، تعاون، آموزش و پرورش و اقتصاد از کار برکنار شده يا استعفا داده بودند.

اما به هر ترتیب محمود احمدی نژاد در سال 1387 بازتعریفی جدید از تغییر کابینه مطرح کرد و در وبلاگ شخصی اش، ترمیم هیأت وزیران را قدمی نوآورانه در سال نوآوری و شکوفایی دانست: « ... اینجانب در راستای تحقق وعده های انتخاباتی، موظف بودم که دست به نوآوری های جدی و اصلاحات ‏اساسی در مسائل مهم و گوناگون کشور بزنم ... در همین راستا برنامه هایی جدید و اصلاحاتی نوآورانه تدارک دیدیم ... تغیراتی که در هیئت دولت صورت می گیرد نیز در همین راستاست ... همکاران قبلی و فعلی من در دولت، از این همکاری، تصور یک مسابقه ماراتن امدادي رادارند که بین راه ‏مشعل را یکی به دیگری می سپارد. هدف اصلی هیچ یک از ما بقاء در دولت نیست بلکه خدمت به ملت است...‏»

با توجه به تأکید آقای رییس جمهور در نوآوری در کابینه، همه رسانه های خبری از شواهد امر چنین تلقی کردند که از 4 تغییر شایع شده در کابینه، 2 تغییر در وزارات اقتصاد و کشور حتمی است. به خصوص آن که الهام در مصاحبه اش تصریح کرد:« در وزارتخانه‌هاي اقتصاد و دارايي و كشور جابجايي انجام خواهد شد.» نکته جالب آن جا که وزیر کشور نیز در شهر نیشابور از اصطلاح «دروغ سیزده» استفاده کرد و درباره استعفاي دكتر عزيزي معاون توسعه مديريت و منابع انساني رييس جمهوري گفت: «تغییر معاون رییس جمهور دروغ 13 است.»

از هفته اول کاری سال 1387 بازار شایعه ها داغ و داغتر شد. روزنامه اعتماد در ستون «پیدا و پنهان اعتماد» نوشت: در خبرها آمده محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس به وزير کشور قول داده که در مقامش ابقا شود. باهنر با چند تن از مسوولان دولتي ملاقات داشته و خواستار جلوگيري از برکناري وزير کشور شده است. يکي از نمايندگان مجلس در اين باره گفته است؛ حدود يک سال است رئيس جمهور با وزير کشور مشکل دارد و شايعه تغيير وزير کشور در يک سال گذشته وجود داشته است. اما اختلافات احمدي نژاد با پورمحمدي در ماه گذشته تشديد شد و رئيس جمهور هم تصميم به برکناري وي گرفت.

از سوی دیگر رسانه ها به این سمت رفتند که با یافتن گزینه جایگزین صندلی وزرات کشور پیشتاز اطلاع رسانی کشور باشند. تا پیش از این سایر وزرای كشور در دولت های مختلف با پایان عمر دولت، عدم انتخاب مجدد یا استیضاح از سوی مجلس كنار گذاشته می شدند، و پورمحمدی اولین وزیر كشوری بود كه جز بركناری، معرفی جانشینش نیز در زمان برگزاری انتخابات مجلس اعلام شد و زمینه خداحافظی اش از طبقه 19 خیابان فاطمی به سرعت مهیا شد.
خبر جایگزینی محمد رضا رحیمی به عنوان سرپرست وزارت کشور به سرعت همه گیر شد. تا آنجا که سایت های خبری خارج از کشور نیز نظیر دویچه وله و رادیو زمانه نیز نوشتند:
« رحیمی قرار است پس از برگزاری دور دوم انتخابات جانشين مصطفی پور محمدی، وزير کشور فعلی می شود
.» 

منبع این خبر نیز معاون اجرایی رییس جمهوری اسلامی بود. بخش قابل توجه خبرگزاری های ايران به نقل از علی سعيدلو، معاون اجرايی رييس جمهوری ايران خبر دادند که حکم محمد رضا رحيمی، رييس ديوان محاسبات به عنوان سرپرست وزارت کشور صادر شده است و مراسم معارفه سرپرست وزارت کشور روز شنبه 7 ارديبهشت - یعنی درست در روز شمارش آرای دور دوم انتخابات - در وزارت کشور برگزار می شود. بنابر این از همان لحظه انتشار خبر، برگزاری جلسه تودیع و معارفه وزیر کشور در هاله ای از ابهام قرار گرفت.

خبر جایگزینی رحیمی نیز سخت انعطاف پذیر بود. این خبر اگرچه از طریق مراجع رسمی اعلام نشد اما توسط معاونان احمدی نژاد به تایید رسید. البته از سوی مقامات مسئول نیز تکذیب نشد تا همه چیز در هاله ای از ابهام بماند.

از طرف دیگر خود پورمحمدی در حاشیه همایش ملی شوراهای اسلامی شهر و روستا در خصوص زمان تغییرش از وزارت كشور ، گفت: « در این خصوص نه از كسی سوال كرده ام و نه خواهم كرد و تا زمانی كه در این مسئولیت هستم با قدرت و انگیزه به انجام وظایف خود مشغول خواهم بود.» و این جمله شایعه های مقاومت در برابر عزل پورمحمدی را روز به روز بیشتر کرد.

با نزدیک شدن به زمان رأی گیری مرحله دوم انتخابات مجلس اندکی از حرارت شایعه های داغ روز کم شد اما این روند درست فردای انتخابات باز به اوج بازگشت. مراسم تودیع و معارفه آقای وزیر برگزار نشد. پورمحمدی چندی بعد در نشست خبری پس از انتخابات خود به خبرنگاران گفت كه درباره انتخابات حرفهای زیادی دارد كه بعدها خواهد گفت.

به تعویق افتادن این مراسم گمانه زنی هایی را در خصوص احتمال عدم تغییر وزیر كشور در محافل رسانه ها ایجاد كرد، اما برخی از اعضای دولت رفتن پورمحمدی را تایید كردند.
شیخ الاسلامی رئیس دفتر رئیس جمهور در پاسخ به سوال خبرنگاران تغییر وزیر كشور را محتمل دانست و گفت: « تغییر وزیر كشور محتمل است اما من از انتخاب فرد جایگزین وی بی خبرم. در رسانه ها اسم افراد مختلف برده میشود ولی این گمانه زنیها پایه و اساس درستی ندارد.
»

صادق محصولی مشاور رئیس جمهور نیز به خبرنگاران گفت: برداشت من این است كه تغییر در وزارت كشور صورت می گیرد. اما محصولی هم ترجیح داد درباره جایگزین پورمحمدی اظهارنظر نكند تا رسانه ها نیز به شنیده خود در مورد جایگزینی رحیمی به جای پورمحمدی شک کنند. به خصوص آن که شیخ الاسلامی رئیس دفتر رئیس جمهور در حاشیه جلسه هیأت دولت 11 اردیبهشت از تعویق عزل مصطفی پورمحمدی خبر داد و این که هنوز معلوم نیست چه کسی جانشین او شود.

 محصولی نیز آن روز خبر داد تغییرات در وزارت کشور صورت خواهد گرفت  اما پاسخ به اخبار مربوط به تعیین جانشین را به سخنگوی دولت واگذار کرد. وی درباره اعلام صدور حکم «محمدرضا رحیمی» از سوی معاون اجرایی احمدی نژاد گفت: «آقای سعیدلو می گوید که نگفته است حکم سرپرستی وزارت کشور از سوی رئیس جمهور صادر شده است.»

و خبرها پس از چند دستگی منابع خبری تا بدآنجا پیش رفت که شواهد از لغو حکم سرپرستي رحيمي و ماندن پورمحمدي خبر داد.

با حساب امروز 11 روز از جلسه تودیع و معارفه و نزدیک یک ماه از شنیده شدن خبر برکناری وزیر کشور گذشته است. فارغ از همه فراز و نشیب ها و جهت گیری های سیاسی آنچه از نگاه رسانه ای پر اهمیت می نمایاند، چند دستگی منابع خبری و ناهمگونی مسئولان در دانستن اخبار ترمیم کابینه است که جای خالی یک سخنگو را این روزها بیشتر محسوس می کند.

 

----------------------------------------------

* این گزارش توسط دوست و خبرنگار چیره دستم در سرویس سیاسی برنا، محمد فخارآماده شد ، اما باز هم نتوانست خیلی در خروجی خبرگزاری برنا دوام بیاورد.

نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 16:43 | لینک  | 

 

 

-احمدي نژاد در سال 1392: من نه استاندار بودم نه شهردار بودم و نه رئيس جمهور بودم من هيچ کدام از اين ها نبودم من فقط اشتباهي بودم!?>

فکر مي کنم پس ازپايان سريال مرد هزار چهره اولين پيامک طنزي که برام اومد همين بالايي بود،ازاين دست پيامک ها کم به دست من نمي رسد و من هم مثل بقيه مي خندم و براي دوستام مي فرستم و...،اما نمي دونم اين آخري چرا يه جورايي من رو به فکر واداشت،...من اشتباهي بودم.

چند وقت پيش بابام (دکتر احمدي نژاد) تعريف مي کرد که يکي از اين آقايون بهش گفته بودکه مي دوني مشکل شما چيه؟ و بعد ادامه داده بودکه مشکل شما اينه که خارج از دايره هستي براي همين هم هست که چپ و راست ، اصولگرا و اصلاح طلب {داخل دايره اي ها!!}باهات اين طوري برخورد ميکننn. تواين سه سال به واسطه اخباري که به دست ما مي رسيد و شرايطي که يک نفر مثل من دارد واقعا به اين نکته پي بردم که احمدي نژاد اشتباهي رئيس جمهور شد!آخه نمي شود که يکي بيايد همين جوري بخواهد نون ها رو آجر کنئ ، زنجير اون دايره رو پاره کند  و بخواهد که به سمت عدالت(به سمت عدالت) حرکت کند و نخواهد در اين بين سهم دوستان داخل دايره را بدهد ، کسي بيايد که نخواهد ...،

خلاصه اين که تو اين دوره زمونه که اتحاد يک حرکت کمياب اجتماعي است با کمي دقت مي توان شاهد شکل گيري يک اتحاد بزرگ اصول گرايان(+)اصلاح طلبان_ در جهت دوختن و اتصال نقاط آسيب ديده دايره و همچنين بيرون انداختن نفوذي هاي احمدي نژادي در دايره_بود که خوشبختانه فکر مي کنم اين اتحاد تا سال آينده به 100% برسد.

احمدي نژاد اشتباهي بود چون معادلات نبايد اينجوري جواب مي داد و اشتباهي بود چون صاحبان اصلي اين انقلاب (مردم) حامي او بوده وهستند و اشتباهي خواهد بود تا وقتي بخواهد با مردم باشد.

......................

*هر گونه نقل قول يا انتقال اين مطلب در همه جا بدون اجازه جايز است.

**"حمله فرزند احمدي نژاد به منتقدين دولت " تيتر مناسبي براي دوستان تابناک و آفتاب و مهتاب و شبتاب و غيره

***موضوع بعدي مقاسيه اي است بين....

****ياعلي

 

این مطلب از وبلاگ شخصی علیرضا احمدی نژاد نقل شده است

نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 13:22 | لینک  | 

قرار بود در این وبلاگ دیگر مطلب سیاسی درج نکنم اما...

امروز خبرنگار توانایم در خبرگزاری برنا، یادداشت زیر را منتشر کرد اما پس از ساعتی از انتشار این یادداشت، از سوی مسئولان این مطلب از روی خروجی خبرگزاری برداشته شد.

با پیگیری ها مشخص شد، این یادداشت که در آن عملکرد هشت ماهه دولت پس از فرمایشات حضرت آقا و تذکرات ایشان به دولت ، مورد بررسی قرار گرفته بود ،با نظر مسئولان در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) تعلیق شده است!

 ای کاش مدعیان پیروی از ولایت در عمل نیز ادعایشان را ثابت می کردند. از این پس مطالبی که به هر دلیلی نمی توانیم آن ها را بر روی خروجی خبرگزاری برنا منتشر کنیم در این وبلاگ منتشر خواهم کرد.

                                                                                هادی قبادی

                                                                     والسلام علی من اتبع الهدی

نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 17:14 | لینک  | 

هشت ماه پيش در ديداري رهبر معظم انقلاب سفارشاتي به رييس و اعضاي دولت کردند که از جمله به بخش اطلاع رساني دولت و آگاهي مردم مربوط مي شد و با گذشت بيش از نيمي از يک سال هنوز هيچ توجهي به اين گفته هاي رهبر معظم انقلاب از سوي دولت نشده است و کار اطلاع رساني در دولت همچنان با اختلال صورت مي گيرد.

سرويس سياسي برنا - سميرا امير چخماقي؛

 دقيق که حساب کني ، هشت ماه و دو روز گذشته است.مدت زمان کمي نيست براي اصلاح و تغيير آن هم در بزرگترين دستگاه يک مملکت!

عصر روزچهارم شهريور ماه سال گذشته بود که ريييس جمهور به همراه هيئت دولت به ديدار حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب رفتند و در همان جلسه بود که رهبري به نکاتي در دولت اشاره کردند و اصلاحاتي را خواستار شدند که گويي برخي از آنها انگار از خاطره ها دور شده و شايد نياز به دوباره خواني و يادآوري کوچکي داشته باشد.

رهبر معظم انقلاب در اين ديدار با تاکيد بر اينکه فعاليت در راه خدا و خدمت به مردم را از دست ندهيد چند سفارش مهم به اعضاي هيات دولت کردند.

تلاش براي اطلاع رساني صحيح به مردم از سفارش هاي رهبر انقلاب اسلامي به هيأت وزيران بود.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به ظرافت هاي اطلاع رساني هنرمندانه افزودند: مردم از بسياري از کارهاي دولت بي خبرند و براي رفع اين مشکل، بايد دولت اطلاعات لازم را در اختيار رسانه ها و رسانه ملي قرار دهد تا آنها هنرمندانه به مردم ارائه کنند که اين کار، ضمن اميدزايي و روشنگري، کمک بيشتر مردم را به دنبال خواهد آورد.


ايشان استقبال دولت از همه انتقادها را مفيد دانستند و با تأکيد بر ضرورت جدي تر گرفتن بخش فرهنگ افزودند: فرهنگ مانند هوا براي زندگي انسان اهميتي حياتي دارد و بسياري از مشکلات جامعه با فرهنگ سازي حل مي شود، بنابراين بايد از بخش فرهنگ رفع مظلوميت شود و ضمن اختصاص اعتبارات لازم، فرهنگ عمومي و «عرصه ها و وسايل فرهنگي»، جهت گيري ارزشي بيابند.


رهبر انقلاب اسلامي، همچنين توجه بسيار جدي به نهضت علمي را خواستار شدند و افزودند: هيچ کشوري و ملتي بدون موفقيتهاي علمي به آرزوهاي ملي و بزرگ دست نمي يابد و بايد با برنامه ريزي و اقدامات لازم از جمله افزايش قابل توجه بودجه تحقيقات، کشور را در قافله پرشتاب علم، به جلو برد.

آنچه از اين بخش از گفته هاي رهبر فرزانه انقلاب در اين بيانات حداقل در ذهن اذهان عمومي ايجاد شد، آن بود که پس از اين جلسه قرار است شاهد تغييراتي در برخي از امور فرهنگي، آموزشي شوند که شايد بخش اعظم و اوليه آن مربوط به ساختار داخلي دولت به خصوص در بخش اطلاع رساني است.

اما در اين هشت ماه تنها چيزي که شاهد بوده اند اين اذهان عمومي، تغييراتي بود در کابينه! که شايد بتوان تنها يکي از آنها که تغيير وزير آموزش و پرورش است را اندکي در اين راستا خواند و مردم همچنان در انتظار دريافت اطلاعاتي هستند که گفته مي شود، از آن بي خبرند.

البته ديديم که مسئولان اطلاع رساني چند جلسه اي در برنامه هاي ويژه تلويزيوني حضور يافتند و مطالبي گفتند از سفر هاي استاني و قراري هم گذاشته شد که در دور دوم سفرها خبرنگارن پيش از هرسفر رييس جمهور به استان رفته و مصوبات را پيگيري کنند اما سئوال که آيا تنها اقدامات دولت در مصوبات استاني خلاصه مي شود که مردم بايد مطلع شوند؟ و البته به فرض آنکه که اطلاع رساني دولت در اين باره به شفافيت رسيده باشد، همين ديروز مرحله دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي بود و نمي دانيم چرا نه مردم و نه خبرنگاران نتوانستند يک تصوير درست از راي دهي رييس جمهور و گفته هايش داشته باشند.

پا را زياد فرا هم نمي گذاريم که بگوييم در همين سفر هاي استاني هر بار عده اي از خبرنگارن جاگذاشته مي شوند و در برنامه هاي مختلف دولت هم همينطور.

باز هم نمي خواهيم پا را فرا گذاريم و بگوييم که اين روز ها بارها شنيده ايم که رييس جمهور در سخنراني هاي مختلف، خود وظيفه اطلاع رساني را به عهده گرفته و از مسائل اقتصادي گرفته تا داخلي و خارجه همه را يک تنه به اطلاع مردم مي رساند و انگار نه انگار که گروهي به نام گروه اطلاع رساني در دولت! وجود خارجي دارد! 

بهتر است ديگر پا از گليم خود دراز نکنيم و تنها به يک درخواست اکتفا کنيم از رييس جمهوري که به شجاعت معروف است در تصميم گيري ،که چرا از اين شجاعت در بخش اطلاع رساني دولت استفاده نمي شود و چه بسا گاهي تحولي در اطلاع رساني بسياري از مشکلات را آنچنان رفع کند که نياز به تحولات در ساير بخش ها را اصلا يا حداقل تا حدود زيادي از بين ببرد.

به هر حال تنها يک سال از عمر دولت نهم باقي مانده است و شايد براي اجراي فرمايشات رهبري و اطلاع رساني صحيح و هنرمندانه به مردم زمان زيادي باقي نمانده باشد و شايد هنوز هنرمندان واقعي براي اين امر مهم دست به کار نشده و يا اصلا به کار گمارده نشده اند.

نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 16:56 | لینک  | 

می دانم چقدر تلخ است

                درمیان کویری باشی

و در کوله بارت

نان و آب ،آذوقه زندگی ماسه ایت،

                                       همراهت باشد.

و گرفتارغم نادان سرابی باشی

           که چشمهایت را به فریب شادمانی برکه ای می طلبد

می دانم چقدر مغروری که آفتاب بر بالای سرت می تابد

و زمین ، زیر پایت آرام است

                            و تو فریب هیچ سرابی را نخواهی خورد.

دلت گرم ،سینه ات لبریز از اطمینان

                                    و قدمهایت ...

می خواهی صفتی بر قدمهایت نام سپاری

              اندکی در راه شدن می مانی

                                      و همان طور که سر بالا داری ،

                                                با چشم

                                         گام هایت را می نگری

ناگهان ترسی تمام زندگی ات را فرا می گیرد.

     انگار این یکی هستی دارد ،

          اهل قاموس سراب هایت نیست!

ای وای آفتاب که هست ،

  زمین هم زیر پایت آرام است ،

                پس سایه ات کو؟!

وای اگر همسفرت نیست ،یعنی تنهایی؟!

   می ترسی از تنهایی، از بی سایگی ات

                                      ای کاش وقت آغاز سفر

                                             کوله بارت قدری جا داشت

                                     تا هنگام شدن

خدا را هم همسفرت می کردی

         شاید حالا در این غربت،

               بی همسایه و بی سایه نبودی!

ای کاش آسمان زودتر خاموش شود

       آخر، شب هنگام ، در تاریکی

            هیچکس نمی داند سایه ات گمشده است!

نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 14:17 | لینک  | 

 

یادم هست وقت رفتن سهراب،

              یادی از مرگ ،یادی از رفتن کرد

از میان شدگان ، پهلوانی ندایی سر داد:

            که سهراب را مرگی نیست ،

                                     مادرش می گفت ،پدرش ،

                             مرگ را بر زمین کوفته است.

اما مادر می دانست ،سهراب اش رفتنی است!

               آخر قصه گویی مدام در گوشش نجوا می کرد :

     باز هم رستم افسانه ها ،پسرت را خواهد کشت!

نوشته شده توسط هادی قبادی در ساعت 12:25 | لینک  |